برچسبها: عباس معروفی
سهشنبه ۲۰ مارس ۲۰۱۲
وقتى به تو فكر مىكنم
سال من نو مىشود
توپ در مىكنند
توى قلبم
و ماهى قرمز تنگ بلور
پشتك مىزند
براى خندههات
عباس معروفی
پنجشنبه ۲ فوریهٔ ۲۰۱۲
باد را آواز باید کرد
من زبان باد را آموختم در موسم سرگشتگی هایم
باد را با بازوان پیغام باید داد
باد با چشمهای ما بیگانه ولی بادست هایمان آشنا
باد اگر بر خیزد از اقصای این سامان
رهگذارش کوچه های زنده خواهد بود
ضربه تدریس خواهد کرد
با تکان دستمالی باد می جنبد
باد را تقدیس باید کرد
مفتون امینی
برچسبها: مفتون امینی
دوشنبه ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲
نه صدایی، نه روشنا
خانه خاموش است
وقتی سیم و شماره گیر
اژدهای سیاهی است
گوشی تلفن خفته
گردونه های زنگ فراموش
زنگی که معنی دمیدن روز است
و امواج عشق را در مدار حیات
تا انتهای زمان
پیش می برد
خانه خاموش است
اژدهای سیاه
روی روز خوابیده است
برچسبها: نازنین نظام شهیدی
چهارشنبه ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲
ميزى براى كار
كارى براى تخت
تختى براى خواب
خوابى براى جان
جانى براى مرگ
مرگى براى ياد
يادى براى سنگ
اين بود زندگى
حسین پناهی
برچسبها: حسین پناهی
شنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۲
همه چيز
احتمال وسيعش را از دست مى دهد حالا كه نيستيد
و احتمال رنگ سپيد ،كم رنگ است
يعنى ظهور اين آفتاب ،قطعى نيست
و خانه بر كلمات شما نمى چرخد
نازنین نظام شهیدی
روياهايم را جمع مىكنم درون پاكت
و خندهات را خيس مىكنم
و مىچسبانم بر درش
در كوچه
پاييز
صندوق زردىست
روياهايم برگشت خوردهاند
خيسى ِ خندهات براى بردن روياهايم
كفايت نمىكند
مستطيلى سرخ دور خندهات
اين روياها يك نگاه لازم دارند
اگر نداريد
انتهاى كوچه، سمت چپ
فرقى نمىكند، سمت راست
گورستان است
دفنشان كنيد لطفاً
زير برگها
برچسبها: محمد اكبرى
پنجشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۱۱
گرداب
همه چیز گرداب است؛
همه جا فریاد وحشت است؛
من در خود بر صخره های تیز فرو می افتم،
در خود می شکنم،
در خود می میرم،
در خود می پوسم،
و کلمه ها را می سازم.
طوفان دست می گشاید؛
خشم زنجیر می گسلد؛
سنگ اگر به ستوه آید
دریایی است ازخون؛
و من دریای خونم
که به ستوه آمده ام.
ای فرجام،
مرا آواز تنهایی کن،
مرا بخوان؛
مرا اشک عصیان کن،
مرا فرو ریز؛
مرا جامۀ دیوانگی کن،
مرا بپوش.
* محمود کیانوش
و چه سرشارم از پوچی
برچسبها: الیاس علوی
دوشنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۱
سرود سکوت ِ هراس انگیز
این جا، وقتی که باد می میرد
کلمات، جان می سپرند
برچسبها: رافائل آلبرتی، نازنین میرصادقی
پنجشنبه ۲۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
کتاب ها
روی هم
تفاله های چای
در گلدان کنج ایوان
و ته سیگارها
در فنجان
من
روی
پاهایم
هر روز
انبار می شویم
برچسبها: حسین علی اکبری
جمعه ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
ما میمیریم
ما میمیریم
تا شاعران بیمار شعر بگویند
" ما میمیریم " بازی قشنگی است
وقتی مادر پوتین افسر جوان را لیس میزند
و روزنامهها هِی عکس پدر را مینویسند
کنار آدمهای ِمهم
هر شب هزار بار عروس میشود
و خواهرم هزار بار جیغ میزند
هزار بار بازی قشنگی است
" کارگران ساعت یازده احساساتی میشوند."
فردا همه به خیابان میریزند
آواز میخوانند
میرقصند
و البته شعار میدهند
ما میمیریم
تا عکاس " تایمز" جایزه بگیرد.
الیاس علوی
برچسبها: الیاس علوی
پنجشنبه ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱
من در ملکوتم
با فرشتگان فاحشه مشغولم
با فاحشهگان فرشته مشغولم
اينجا اتاق انتظار است
قرار است کسی که در اتاق ديگر است
كه در آن اتاق بالاست
بگردد تو را
میان همهی قهوهخانهها
کافی نتها
گورستانها
و زیر پلها
و خانههای سیمانی
و خانههای کاهگلي
و لای کَپَرها
و لای کفن ها
قرار است بگردد تو را
اما دیر کرده است
بختيارم من.
الیاس علوی
